برچسب: نویسنده: بنیامین زارعی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:29
گنجشک از او پرسید برای چه گریه میکنی؟ گفت میخواهم آن سمت رودخانه بروم نمیتوانم...
گنجشک او را روی دوش خود گذاشت و پرید... وقتی به مقصد رسید گنجشک دید پشتش میسوزد.. به عقرب گفت من که کمکت کردم برای چه نیشم زدی.؟ گفت خودم هم ناراحتم ولی چکار کنم ذاتم اینه...!!
حکایت بعضی از ما آدمهاست......
برچسب: نویسنده: بنیامین زارعی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:29
برچسب: نویسنده: بنیامین زارعی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:29
خوب باش...
بهشت از همون جایی شروع میشه که به خدا اعتماد می کنی
باور نمی کنم خدا هیچگته به ما بگوید نه....
خدا سه گزینه دارد...
1_آری ..
2_ باشد الان نه...
3_اما من پیشنهاد بهتری برایت دارم
صبور باش...
ایمان داشته باش نتیجه صبرتون رو میگیرید
برچسب: نویسنده: بنیامین زارعی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:29
برچسب: نویسنده: بنیامین زارعی تاريخ: شنبه 9 دی 1396 ساعت: 22:29